ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
874
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
آنها تمرين و ممارست مىكند تا پيوستن و رسيدن عوارض آن حقيقت به وى ، در وجودش ملكه مىشود و در اين هنگام آگاهى او به آنچه از آن حقيقت بر وى عارض مىشود دانش مخصوصى بشمار ميرود . و نسل جوان شيفتهء بدست آوردن آن دانشها مىشوند و به آموختن آنها همت مىگمارند و بدانشمندان و كسانى كه بر آنها واقفند روى مىآورند و در نتيجه امر تعليم پديد مىآيد . پس آشكار شد كه دانش و تعليم از امور طبيعى در ميان بشر مىباشد . [ 1 ] [ و خدا داناتر است ] [ 2 ] فصل دوم در اينكه تعليم دانش از جملهء صنايع است زيرا مهارت و استادى و تفنن كردن در دانش و احاطه يافتن بر آن تنها به يارى حصول ملكهايست كه انسان را بمبادى و قواعد آن محيط مىكند و بر مسائل و استنباط اصول از فروع آن آگاه مىسازد و تا اين ملكه حاصل نشود انسان در فنى كه در دسترس اوست استادى و مهارت بدست نخواهد آورد . و ملكهء مزبور بجز فهميدن و به ياد سپردن مطالب است ، زيرا مشاهده مىكنيم كه در فهم [ و به ياد سپردن ] [ 3 ] يك مسئله از يك فن دانشجو و مبتدى و شخص بىسوادى كه هيچ دانشى فرا نگرفته است با دانشمند متبحر ، همه يكسانند و ميان آنان هيچ گونه تفاوتى وجود ندارد . و ملكه تنها به دانشمند يا دانشجو اختصاص دارد و براى جز آنان حاصل
--> [ 1 - ) ] اين فصل در چاپ پاريس مانند چاپهاى ديگر در محل خود نيست و كاترمر آن را در ص 407 پس از فصل « علوم حديث » زير عنوان ملحقات آورده و مينويسد : « اين فصل در نسخ خطى A و B بعد از شش فصلى است كه من آنها را از نسخ ديگر بر اين چاپ افزودم و تنها در نسخ خطى C و D آن را در اين محل آوردهاند » . ليكن من آن را به ترتيب نسخ چاپى مصر پيش از فصل دوم « در اينكه تعليم دانش از جمله صنايع است » آوردم در « ينى » نيز فصل دوم به ترتيب چاپهاى مصر و بيروت است ، [ 2 - ) ] و الله اعلم ، در چاپهاى ( 1 ) ( ب ) و ( ك ) نيست . [ 3 - ) ] در ( پ ) نيست .